ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)

48

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)

و شايد به خاطر اين باشد كه من شايستگى اين مقام را ندارم ، چون اگر داشتم پروردگار منان بدون اينكه از او درخواست كرده باشم ، آن را عطا مىفرمود و . . . اگر زبان حالت اين گونه بود ، بدان كه به مقام خوف رسيدى و فهميدى كه تقصير از جانب تواست و تو بندهء كوچكى هستى كه عيبهايش او را از مولايش دور ساخته و گناهانش او را از محبوبش طرد نموده است . اعمال زشتش او را زمينگير كرده و آرزوهايش او را زندانى نموده است . شهواتش موجب محروم گشتن از رحمت حق شده و بار گناهان ، او را سنگين كرده از حركت در ميدان سالكين و عروج و صعود به درجات فائزين باز داشته است . اما بايد آگاه باشى كه اگر به همين حالت حقارت و دورى از مولايت و عقب ماندن از راهروان طريق حق ، بر جاى خودت بنشينى و چيزى نگويى ، حركتى نكنى و در نتيجه از هدايت دور بمانى ، در اين صورت ، شيطان بر تو طمع كرده ، فرصت مىيابد تا تو را در دام خودش بيفكند و چنگالهايش را در تو فرو ببرد كه در نتيجه راه فرارى برايت باقى نخواهد ماند و به شقاوت و عذاب ابدى گرفتار مىگردى ، بلكه قبل از گرفتار شدن در دام آن پليد ، بايد فرياد بكشى ، يارى بخواهى و در رحمت او را بكوبى تا ان شاء اللَّه تعالى حجاب برداشته شود . و به زبان خجالت و شرمسارى با خدايت مناجات كن و بگو : خداى من ! آقاى من ! مولاى من ! اگر طلب و حاجت من مطابق مصلحت دين و دنياى من نيست بلكه مصلحت در خلاف آن است ، پس مرا راضى كن به قضاى خودت ، و آنچه را كه برايم تقدير فرمودى ، مبارك قرار بده تا من به حالتى برسم كه نه تعجيل آنچه كه تو تأخيرش فرمودى ، محبوب من باشد و نه تأخير آنچه تو آن را تعجيل نمودى . نفس مرا در برابر آنچه كه از جانب تو به من مىرسد ، راضى و مطمئن قرار ده ، بلكه آن را نزد من محبوبتر از چيزهاى ديگر گردان . و اگر عدم اجابت و روى گردانى تو به خاطر كثرت گناهان و خطاهاى من است ، پس بار الها ! ( من كه دعايم به سبب گناهان بسيار - مستجاب نمىشود